تجزیه و تحلیل فرصتهای بازار

 

هر شرکتی باید توانائی تشخیص فرصتهای جدید بازار را داشته باشد. هیچ شرکتی نمی‌تواند به محصولات و بازارهای فعلی خود برای همیشه وابسته باشد. محیط پیچیده و در حال تغییر همواره فرصتها و تهدیدهای جدید را به همراه دارد. شرکت باید دائما محیط و مشتریان را زیر نظر داشته باشد بطوریکه از تهدیدها مصون ماند و از فرصتها پیش آمد نهایت استفاده را بعمل آورد.

تمام فرصت ها برای یک شرکت مطلوب نیستند. یک فرصت بازاریابی باید با منابع و اهداف شرکت تناسب داشته باشند. هنگام تجزیه و تحلیل فرصت‌های بازار از طریق فرآیند مدیریت بازاریابی، مدیران به اطلاعات زیادی نیازمندند. این نیازهای اطلاعاتی بیشتر در مورد مصرف کنندگان و نحوه تصمیم گیریهای خرید آنها است.

انتخاب بازارهای هدف

هر شرکت باید کل بازار را برسی کند و آنگاه قسمتهای از آن را برای خود انتخاب کند که در مقایسه با رقبا می‌تواند به نحو سود آورتری بدان پاسخگو باشد. این برسی طی 4 مرحله زیر بعمل می آید:

  اندازه گیری تقاضا و پیش بینی آن

یک شرکت برای یک محصول بالقوه جدید بازارهای موجود را بررسی می‌کند. برای تخمین اندازه فعلی بازار شرکت باید کالاهای رقیب را بشناسد و برآوردی از فروش این کالاها بدست آورد و آنگاه نسبت به بزرگ و کافی بودن حجم این بازارها اطمینان حاصل کند. رشد بازار در آینده نیز اهمیت دارد.

تقسیم بازار

به فرآیند طبقه بندی مشتریان به گروه های با خصوصیات و نیازها یا رفتارهای مختلف تقسیم بازار گویند. یک قسمت بازار از مصرف کنندگانی تشکیل می‌شود که نسبت به مجموعه‌ای از محرکهای بازاریابی از خود پاسخ مشابهی نشان می دهند.

مصرف کنندگان را میتوان براساس عوامل ذیل تقسیم کرد:

عوامل جغرافیائی( منطقه، شهر)

عوامل جمعیت شناختی(جنس، سن، درآمد، تحصیلات)

عوامل روان شناختی ( طبقه اجتماعی)

عوامل رفتاری( نرخ مصرف، مزایای مورد انتظار و اوقات خرید)

بدین ترتیب برای ارزیابی جذابیت قسمتی از باراز در مقام یک فرصت بازاریابی باید خصوصیات جغرافیائی، معیت شناختی، رفتاری و سایر ویژگیهای هر قسمت بازار مورد مطالعه و برسی قرار گیرد.

هدف‌گیری در بازار

پس از اینکه یک شرکت قسمتهایی مختلف بازار را برسی کرد نوبت ورود به یک قسمت یا بیشتر بازار می‌رسد. یک شرکت با توجه به منابع و مهارتهای محدود خود، تصمیم می‌گیرد به یک قسمت یا قسمتهای اندک ولی مخصوص بازار وارد شود.

جایگاه یابی در بازار

جایگاه یک کالا مکانی است که آن کالا در مقایسه با کالاهای رقیب در اذهان مصرف کنندگان اشغال می‌کند. جایگاه یابی در بازار برای یک کالا عبارت است از اشغال یک مکان روشن، مشخص و مطلوب در اذهان مصرف کنندگان هدف، نسبت به کالای مشابه.

بدین ترتیب بازاریابان برای کالاهای خود جایگاهی طراحی می‌کنند که نسبت به کالاهای مشابه برجسته تر باشد.

بری، هفت راهنمای اجرای استراتژی جایگاه یابی را به صورت ذیل بیان میدارد:

اطمینان حاصل نماید که درتمام مراحل -از دپارتمان بازریابی تا ارائه خدمت- بازاریابی صورت می‌گیرد.

در اراده خدمات انعطاف پذیر بوده و در صورت امکان با توجه به نیاز مشتریان به ارائه خدمت پرداخته و طبق سفارش آنان اقدام نمایید.

کارمندان با کفایت استخدام نمود به آنان آموزشهای لازم را داده و ارتباط خوبی با آنان برقرار نمائید. نگرش و نوع رفتار کارمندان کلید کیفیت خدمات و وجه تمایز شما از سایر رقبا خواهد شد.

تلاش نماید مشتریان فعلی بیشتر از خدمات شما استفاده نموده یا از محصولات جدید استقبال نمایند.

امکان رسیدگی سریع به مشکلات و شکایات مشتریان را فراهم نماید.

از فناوری جدید برای ارائه خدمات بهتر با هزینه کمتر بهره برداری نمائید.

بمنظور متمایز نمودن نوع خدمات از سایر رقبا از نام تجاری استفاده کنید.

 

برگرفته از کتاب ازصفر تا صد بازاریابی

 

نظر خود را بنویسید

  • هنوز نظری برای این پست ارسال نشده است. اولین نظر را شما ارسال کنید!

نظر خود را بنویسید